می گویند : تمام قوانین و مقررات جهان قبل از قرن
بیستم،بر این پایه است که مرد جنسا شریف تر از زن است و زن برای استفاده مرد آفریده شده است ; حقوق اسلامی نیز بر محور
مصالح مرد دور می زند!
می گویند: اسلام دین مردان است و زن را انسان
تمام عیار نشناخته و برای او،حقوقی که برای یک انسان لازم است،وضع نکرده است!
جملات بالا قسمتی از افکار کوته فکرانه ای است
که در طی 30 سال گذشته وارد جامعه ی ما شده است.جامعه ای با فرهنگ غنی. و در کمال
تاسف تعداد زیادی از جوان ها این افکار را باور کردند و این حس برتری جویی یا حس
حقارت به بخش بزرگی از زندگی آن ها تبدیل شد.و این تنها ریشه از این موضوع دارد که
ما نسبت به استعدادها و توانایی های خودمان آگاهی نداریم پس در کمال بی اطلاعی به
قیاس یا همان اصل مقایسه پناه می بریم و بعد از آن رقابت بی حاصل آغاز می گردد که
رایج ترین این رقابت ،رقابت بین زن و مرد است.
مثلا یک دانه ی سیب و یک دانه ی پرتقال را در نظر
بگیرید. به فرض،اگر دانه ی سیب و دانه ی پرتقال بخواهند خود را با یکدیگر
مقایسه کنند و به هم فخر بفروشند که من فلان استعداد را دارم که تو نداری،تو از من
کمتری،من از تو برترم...،هر دو از رشد باز می مانند و بدبخت می شوند.این دو نمی
دانند که هر کدام با توجه به استعداد خاص خود نیازها و توانایی های خاص خود را
دارند.
در نظام واحد خدا هر موجودی با توجه به استعدادها جایگاه
خاص خود را دارد.زن و مرد نیز به همین شکل و این که یکی قابلیت هایی دارد که در
دیگری نیست،برتر بودن را حکایت نمی کند.
زن،مستور و لطیف است و مرد این گونه نیست به همین علت است
که خداوند مرد را سرپرست زن قرار داده است.نه اینکه وجود مرد سرپرست باشد،بلکه
وظیفه ی مرد در مقابل زن که مظهر جمال الهی است و با پرورش عقل مرد این است که
سرپرست او باشد.
به امید پایان افکار کوته فکرانه!
از همه ی بچه های وبلاگ خواهشمندم که با مقایسه های نامربوط وبلاگ سفیدمان را لکه دار نکنند.